حاج آقا سروری (رییس سابق کمسیون امنیت ملی مجلس) این دوره مجلس نرفتند و این بهانه ای شد تا بالاخره تفسیر خاص نهج البلاغه شروع شود!!! دوره های قبل پیش از مجلس نشین شدن قرار بود پی گرفته شود اما ایشان راهی بهارستان شدند و ...! در دهه دوم محرم هم داشتیم بحث را اما از این هفته قرار شد جدی تر هر دوشنبه دنبال شود .ایشان باز هم بحث شیرین مرگ و دنیای فانی را پیش کشیدند و یاد اور غفلت بزرگ ما نسبت به حقیقت مسافر بودن خود در این دنیا شدند! افسوس !!!بعد از تفسیر , سوالات شروع شد از مصر گرفته تا پهپاد و دکتر جلیلی و ... بعد از اتمام جلسه در خصوص دکتر عباسی سوال کردم و در مورد مباحث مطرح شده توسط دکتر بحث کردیم و رسیدیم به عماد افروغ ! بعد از جلسه گفتم به خودم امان از چشم های بسته!!! گفتند "با افروغ همیشه بحث داریم همان موقع که جو سازی علیه ایشون انجام شد بهم گفتند خودت مقایسه کن ! صحبت های من کجا و این تحلیل ها کجا ! ...!" حاج آقا خیلی کوتاه شخصیت خاص دکتر افروغ را واکاوی کردند , خوب فکر کردم! گفتند که بنظرم ایشان نباید وارد سیاست شوند از سخنانشان برداشت های غلط میشود چون نمیفهمند دیگران!!! ایشان تئورسین بزرگی هستنند به خودشان هم مکرر گفته اند این موضوع را!!!واقعا یعنی اینقدر فضا برهم ریخته است که امثال دکتر عباسی دکتر افروغ و ... بهتر است خانه نشین شوند!؟
از خدا بصیرت می خواهم تا هیچ وقت در میدان افراط و تفریط گرفتار نشوم! گاهی وقت ها یادمان میرود امام زمانمان ما را نگاه میکنند!!!!
دردم میگیرد وقتی میخوانم که مقام معظم رهبری از اشعار و نسبت هایی که به ایشان می دهند به شدت ناراحت میشوند . خواندم و شنیدم که چقدر عصبانی میشوند .بار ها به دوستان گوشزد کرده اند این موضوع را اما ....
پی نوشت
می خواستم این بحث را در پسر انسان(لشکریان عشق) به صورت تحلیلی بنویسم اما یاد پیشنهاد حاج آقا افتادم که گفتند برو نظریه های دکتر افروغ رو بخون حتما تا خوب بشناسیشون .میروم میخوانم و اگر توفیق شد در فرصت مناسب این بحث کهنه ! را پی میگیرم.

نوشته شده توسط پسر انسان در دوشنبه بیستم آذر ۱۳۹۱
|
چقدر رنگ انسانیت بد ریخت شده است این روز ها!مگر انسانیت غیر از این است که باید بنده باشیم؟!بمیرم برای اربابم که حالا کاری نداریم خودمان هم زخمیم برایش ها اما بمیرم برایش!!دلش چقدر خون است از هوای کثیف شهر ما!حرمت ها چقدر پست شکسته میشوند! هوس ها چقدر راحت خودشان را جای عشق جا میزنند!زمانی بود میگفتند فلانی عرق میخورد همه چشم ها گرد میشد و نوچ نوچ ها هم روان!طرف هم خدایی در خفا میخورد تا کسی نفهمد! یا مثلا اگر کسی با نامحرمی دوست بود دوست نمیداشت همه بفهمند چون آبرویش میرفت و قرارش را هم در کوچه های فرعی میگذاشت با شریک هوس هایش , تا همسایه ای یا رهگذری نبیند چون خجالت میکشید و میترسید آبرویش برود و اما امروز؟!! حوالی ولیعصر قرار داشتم بیست دقیقه ای زودتر رسیدم به محل قرار ,منتظر بودم تا ساعت 6 شود و دندان میسایدم که کاش بد قول بودم و دیرتر میرسیدم و دست های گره خورده گناه آلود کمتری را میدیدم!دلم گرفت و مقایسه کردم حال امروز شهر را با همین چهار پنج سال پیش!!!گاه دلم میخواهد خانه بمانم و کمتر بیرون بروم اما خب مگر میشود؟!! امکان ندارد چشم بیاندازی و یک گناه نبینی امکان ندارد!ما را چه میشود؟ چه میشود!امام بر ظلم های ناجوانمردانه به اهل بیت پیامبر خون میگریند ما دیگر دردی نشویم بر درد های ایشان !!!! امام قلب درد نمیگیرند؟!
خدایا کمکم کن تا رفاقتی با شیطان نداشته باشم
خدایا عنایت کن و مرا به حال امامم واقف گردان!!!!

نوشته شده توسط پسر انسان در جمعه دهم آذر ۱۳۹۱
|
به والله جفاست در حق عباس اگر بگوییم لحظه ای دست بر آب برد از فرط تشنگی تا آب بنوشد
درحالیکه میدانست امام زمانش تشنه هستند !!!
نه هرگز !
او دست بر آب برد تا بگوید ای آب! تو مهریه مادر امام زمان من هستی چگونه با چه روی میخروشی
در حالیکه لب های امام زمانم خشک و تشنه هستند !
بخواهیم از حضرت حیدر کرببلا که به ما قطره ای از دریای خروشان ولایتمداری اش اعطا کنند
اگر شود و البته بخواهد خدا
این جمعه
می آید منتقم خون حسین علیه السلام

نوشته شده توسط پسر انسان در شنبه چهارم آذر ۱۳۹۱