سخت است صبر! نیست؟! مثلا اینکه حرفی در
دلت یکسال جا خوش کرده باشد و هیچ چیز برای گفتنش آماده نباشد، برایت عجیب سخت خواهد شد! می خواهی اصلا دق کنی! که نکند دیر شود برای گفتن!!اما خب از این طرف هم می گویی اگر الان بگویم مصداق عینی چیدن میوه نارس از درخت خواهد شد و همه چیز خراب می گردد! پس عطشت بیشتر شده حساس تر خواهی شد و نتیجه میشود این که، این
حرف دل در دل مانده که شده است کانه فنر فشرده شده ،در کنار تمام مشکلاتت اصلی ترین دغدغه ات می گردد ؛اگرچه دغدغه مقدس و عزیزی هم هست و اصلا سرنوشتت را قرار است رقم بزند اما خب این عطش و نگرانی(فنر فشرده شده) که محصول صبر است کار را خراب می کند!!! صبر خیلی سخت تر از این حرف هاست، شعار که نیست هی فریادش کنیم، حرف هم نیست! بحث سر عمل است!عمل! اما از آنجا که در خلقت خداوند بن بستی وجود ندارد برای این دق کردن ها هم راه چاره تعبیه شده "
توکل" یک کلمه است اما برای خودش دریای آرامش است!! وقتی به وعده خداوند فکر می کنی آسان می شود شوخی که ندارد خدا! وقتی می گوید من با صابران هستم یعنی پای یا علی ام می مانم! طبق فرمایش خودش حق نداریم حتا سر سوزن هم به یا علی اش شک کنیم!
چشم پروردگار!
سمعا و طاعتا!
پ ن اول:
گاهی وقت ها منتظر حتا یک جمله دو کلمه ای هستی تا به مقام آرامش و یقین برسی! و می رسی! اصلا یک جمله دو کلمه ای گاهی وقت ها کاری می کند که یک کتاب 500 صفحه ای از انجام دادنش عاجز است

نوشته شده توسط پسر انسان در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۳۹۲
|